به دنبال اعلام رئيس جمهور محترم مبني بر اينكه:ممه را لولو برده افسردگي در مردان بشدت افزايش يافته! كودكان نا آرامي مي كنند و جوانان مذكر و مجرد براي بازپس گيري ممه در بدر دنبال لولو در خيابانها هستند.
Friday, October 8, 2010
منتخبي از اس ام اس هاي تابستان 89
به دنبال اعلام رئيس جمهور محترم مبني بر اينكه:ممه را لولو برده افسردگي در مردان بشدت افزايش يافته! كودكان نا آرامي مي كنند و جوانان مذكر و مجرد براي بازپس گيري ممه در بدر دنبال لولو در خيابانها هستند.
Tuesday, September 7, 2010
شعر گرگ از زنده یاد فریدون مشیری
Sunday, September 5, 2010
قله دماوند
Tuesday, August 3, 2010
ايستگاه اميري
AAكه به علت نبود تغذيه مجبور به برگشت از سياه سنگ(ايستگاه اميري) شديم واز مسير اوسون به دربند رسيديم. در طول رفت و برگشت از مسير دو عدد بيسكويت ديجستيو صبحانه و ناهار ما را تشكيل داده بود اگر چه آن روز خيلي خسته شده بوديم
ولي امروز از يادآوريش لذت مي بريم
Wednesday, July 28, 2010
از شب هنوز مانده دو دانگی
Tuesday, July 13, 2010
شيرپلا
Thursday, June 24, 2010
منتخبي از اس ام اس هاي بهار 89
Saturday, June 19, 2010
بيست و نهم خرداد و يادي از دكتر شريعتي
يا آنكه مرا به نزد خود خواني
يا آنكه ترا به نزد خود خوانم
Sunday, March 21, 2010
طنز - عمر انسان
منتخبي از پيام هاي كوتاه سال 88
هر انساني دو آموزنده دارد: يكي روزگار و ديگري آموزگار اولي به بهاي زندگيت دومي به بهاي زندگيش.
Saturday, September 5, 2009
درسبب زواال آل ساسان
بزرگمهر را پرسيدند كه سبب چه بود كه پادشاهي آل ساسان ويران گشت و تو تدبيرگر او بودي و امروز به رأي و تدبير و خرد و دانش تو در جهان نظيري نيست.گفت،سبب دو چيز بود:يكي آنكه آل ساسان كارهاي بزرگ به كارداران خرد و نادان گماشته بودند،و ديگر اهل دانش و خردمندان را خريداري نكردند.
" قابوسنامه ، فصل 43 ، عنصرالمعالي كيكاووس بن اسكندر"
Monday, August 3, 2009
از دفتر خاطرات
ما هزاران غصه اندر كنج دل بنهفته ايم
چون غريقي نيمه جان بر موج دريا خفته ايم
حال آنان كه شاد و سر خوشند از ما مپرس
ما كه در طوفان غم چون زلف يار آشفته ايم
خالقي
جز من اگرت عاشق و شيداست بگو
ور ميل دلت به جانب ماست بگو
ور هيچ مرا در دل تو جاست بگو
گر هست بگو نيست بگو راست بگو
اگر خواهم غم دل با تو گويم جا نمي يابم
اگر جايي شود پيدا ترا تنها نمي يابم
اگر جايي شود پيدا،ز شادي دست و پا گم مي كنم
خود را نمي يابم
هر كس بطريقي دل ما مي شكند
بيگانه جدا دوست جدا مي شكند
بيگانه اگر مي شكند حرفي نيست
از دوست بپرسيد كه چرا مي شكند
Sunday, July 19, 2009
غزل واره پايانی ديوان نبوت
خرد آن پايه ندارد كه برو پاى گذارى
بختيارى تو و بر مركب اقبال سوارى
چون توان در تو رسيدن؟ به دويدن؟ به پريدن؟
نور پايى كه چنين با دگران فاصله دارى
ليله القدر وصال تو چه فرخنده شبى بود
تا چه ديدى كه چنين مستى و پرشور و شرارى
شعله در خرمن تاريكى تاريخ فكندى
چشم بيدار زمان بودى و خسبيده به غارى
از اشارات تو روشن شده چشمان بشارت
طرفه فانوسى و آويخته بر طرفه منارى
نه دل من طرب آلود نگاه و نفس توست
از نگاه و نفست حق به طرب آمده، آرى
به شفاخانه قانون تو افتاد نجاتم
كيميايى است سعادت ز فتوحات تو جارى
اى غزلواره پايانى ديوان نبوت
حجت ِِِبالغه شاعرى حضرت بارى
دولتى! اختر اقبال بلندى كه بخندى
رحمتى! سينه آبستن ابرى كه ببارى
شاه شمشاد قدان خسرو شيرين دهنانى
كوثر خلد نشان سدره ى معراج تبارى
مژده يى اختر سعدى جرسى نعره ى رعدى
آفتابى، سحرى، خنده صبح شب تارى
يوسفستان جمالى هنرستان خيالى
شكرستان وصالى ز شكر شور برآرى
روح عشقى، هنرى خمر خرابات طهورى
نفحات شب قدرى نفس سبز بهارى
همه اقطار گرفتى، همه آفاق گشودى
به جهادى و مدادى و كتابى و شعارى
توسن تجربه، اى فاتح آفاق تجرد
در شب واقعه راندى ز مدارى به مدارى
ز سوادى به خيالى، ز خيالى به هلالى
پاى پر آبله جبريل و تو چالاك سوارى
بال در بال ملائك به تماشاى رسولان
طائر گلشن قدسى تو و خود عين مطارى
به تجمل بگذشتى به جلالت بنشستى
بر چنان خوان كريمى و چنان خيل كبارى
ميهمان حرم ستر و عفاف ملكوتى
در تماشاگه رازى و تماشاگر يارى
با ظلومان و جهولان و منوعان و جزوعان
مهربان باش چو بر حمل امانت بگمارى
تو بر اركان شريعت نزدى سقف معيشت
سير چشمى تو، رسالت ز تجارت نشمارى
به خدايى كه تو را شاهد سوگند قلم كرد
كه حريفان قلم را به فقيهان نسپارى...
عبدالکريم سروش
Thursday, June 18, 2009
نفيسه
آن ها كه هوشمندتر از آن اند كه وارد دنياي سياست شوند،محكوم اند كه توسط نادانان اداره شوند.
افلاطون
Sunday, March 29, 2009
نوروز 88 مبارك

نوروز يادگار صداقت جمشيد عشق فرهاد عظمت كوروش و غرور پارسيان بر شما مبارك
...
نوروز آئين كهن ايرانيان و بهار ارمغان سبز روزگار بر شما مبارك باد
...
نوروز يادگاري از جمشيد شاه پيشداد بزرگترين جشن جهان آريايي و ششم فروردين زاد روز زرتشت(نوروز بزرگ)بر همه آزاد انديشان مبارك باد
...
ايرانيان باستان اولين فصل سال را ”به آر“ يعني ”آورنده بهترينها“ ناميدند. در آستانه بهار بهترينها را برايتان آرزومندم
Saturday, March 28, 2009
از اس ام اس هاي زمستان 87
ياد دارم در غروب سرد سرد مي گذشت از كوچه ي ما دوره گرد،داد مي زد:كهنه قالي مي خرم دسته دوم جنس عالي مي خرم،كاسه و ظرف سفالي مي خرم گر نداري كوزه خالي مي خرم اشك در چشمان بابا حلقه بست عاقبت آهي كشيد بغضش شكست اول ماه است و نان در سفره نيست اي خدا شكرت ولي اين زندگيست؟ بوي نان تازه هوشش برده بود اتفاقاً مادرم هم روزه بود خواهرم بي روسري بيرون دويد گفت:آقا سفره خالي مي خريد؟
...
حسين(ع) پيش از آنكه تشنه آب باشد تشنه لبيك بود امّا افسوس كه بجاي افكارش زخم هاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين درد او را بي آبي معرفي كردند كه بزرگترين ظلم را به او و پيروانش كردند
...
مباني افكار حسين(ع)حق طلبي و خداخواهي است و چون ما تحمل اين دو را نداريم همان بهتر كه كار و افكارش را رها كنيم و فداي لب تشنه اش شويم
...
Friday, February 6, 2009
شعر
مهان را چنين پاسخ آورد شاه
كه چو نيك و بد اين جهان بگذرد
خردمند مردم چرا غم خورد
فردوسي
سخن دوزخي را بهشتي كند
سخن مزكتي را كنشتي كند
اسدي
هر انديشه كه مي پوشي درون خلوت سينه
نشان رنگ انديشه ز دل پيداست بر سيما
مولوي
سخن كان از سر انديشه نايد
نوشتن را و گفتن را نشايد
سخن بسيار داري اندكي كن
يكي را صد مكن صد را يكي كن
نظامي
ياد دارم ز پير دانشمند
تو هم از من به ياد دار اين پند
هر چه بر نفس خويش نپسندي
نيز بر نفس ديگري مپسند
سعدي
كه شد از كاهلي سفال فروش
و اي بسا كور دل كه از تعليم
گشت قاضي القضات هفت اقليم
نظامي
گستاخ سخن مباش با كس
تا عذر سخن نخواهي از پس
نظامي
مدامم در آغوش برداشتي
گرامي ترت بودم از جان خويش
نبودت ز من هيچكس بيش پيش
مرا هوش و جان و روان با تو است
دلم آشكار و نهان با تو است
فردوسي
Saturday, January 17, 2009
غزلی از عماد خراسانی
حرم ودیر یکی سبحه و پیمانه یکی است
این همه جنگ و جدل حاصل کوته نظری است
گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکی است
هر کسی قصه شوقش به زبانی خواند
چون نکو مینگرم حاصل افسانه یکی است
این همه شکوه ز سودای گرفتاران است
ورنه از روز ازل دام یکی دانه یکی است
ره هر کس به فسونی زده ان شوخ ار نه
گریه نیمه شب و خنده مستانه یکی است
گر زمن پرسی از ان لطف که من می دانم
آشنا بر در این خانه و بیگانه یکی است
هیچ غم نیست که نسبت به جنونم دادند
بهر این یک دو نفس عاقل و دیوانه یکی است
عشق اتش بود و خانه خرابی دارد
پیش آتش دل شمع وپر پروانه یکی است
گر به سر حد جنونت ببرد عشق عماد
بی وفایی و وفاداری جانانه یکی است
Saturday, December 27, 2008
از اس ام اس هاي پائيز 87
فرستنده- تهران ط
يلدا دختر سياه موي بلند بالا يادگار نام وطن
، ميوه پائيزي ايران عروس زمستان در راه است
او را بر سفره مهر بنشانيم و با نسل فردا پيوندش دهيم
ايراني بودن را فراموش نكنيم –يلدا مبارك
فرستنده – تهران ه
عمرتون صد شب يلدا دلتون قد يه دريا توي اين شب هاي سرما يادتون هميشه با ما يلدا مبارك
فرستنده – تهران ر م
يلدا يعني يادمان باشد كه زندگي آنقدر كوتاه است
فرستنده – تهران م ج
يلدا يعني بهانه اي براي در كنار هم شاد بودن و زندگي يعني همين
فرستنده – تهران ج
روي گلت به سرخي انار شبت به شيريني هندوانه
فرستنده – تهران س ت
هندونه بيار قاچ كنم لپتو بيار ماچ كنم-يلدا مبارك
فرستنده – تهران م
علي در عرش اعلا بي نظير است
علي بر عالم و آدم امير است
به عشق نام مولايم نويسم
چه عيدي بهتر از عيد غدير است
عيد غدير خم بر شما مبارك
فرستنده – تهران الف ه
وقتي زور جامه تقوي مي پوشد بزرگترين فاجعه در تاريخ پديد مي آيد
دكتر شريعتي-فرستنده تهران م ر ب
رفت حاجي به طواف حرم و باز آمد،ما به قرباني تو رفتيم و همانجا مانديم
عيد قربان مبارك
فرستنده – تهران م ر ب
هميشه رفتن رسيدن نيست ولي براي رسيدن بايد رفت
دكتر شريعتي فرستنده – تهران ي ن
خدايا تو كي نبوده اي كه بودنت دليل بخواهد؟
تو كي غايب بوده اي كه حضورت نشانه بخواهد؟
تو كي پنهان بوده اي كه ظهورت محتاج آيتي باشد؟
عيد سعيد قربان مبارك
اعتبار دوستي شما رو به اتمام است براي شارژ مجدد جوك بفرستيد
تهران – غ م
كاش زندگي هم دنده عقب داشت
تهران- غ م
چي شده آرش كمانگير معتاد شده شيرين، خسرو و فرهاد رو پيچونده
خورشيد باش كه اگر خواستي بر كسي نتابي ، نتواني
زرتشت تهران – غ م
قلب ها در سراسر جهان به يك زبان تكلم مي كنند
تهران – غ م
ناكس بود آن كس كه كتابش بدهد كس
ناكس تر از آن كس كه كتابش بدهد پس
تهران – غ م
استشمام عطر خوش بوي عيد فطر از پنجره ملكوت رمضان گوارا وجود پاكتان
فرستنده-تهران ك ك
كم كم غروب ماه خدا ديده مي شود
فرستنده –تهران الف ه و س ت
Wednesday, December 17, 2008
در آداب صحبت
نادان را بِه از خاموشي نيست و گر اين مصلحت بدانستي‘ نادان نبودي.
چون نداري كمال فضل‘آن بِه
آدمي را زبان فضيحه كند
خري را ابلهي تعليم مي داد بر او بر صرف كرده سعي دايم
حكيمي گفتش اي نادان چه كوشي
نياموزد بهايم از تو گفتار
×××
هر كه تأمل نكند در جواب
يا سخن آراي چو مردم بهوش
×××
اجلِّ كاينات از روي ظاهر آدمي است و اذلِّ موجودات سگ‘ و به اتفاق خردمندان سگ حق شناس به از آدمي نا سپاس.
سگي را لقمه يي هرگز فراموش
و گر عمري نوازي سِفله يي را
از كليات سعدي- باب هشتم
Tuesday, December 9, 2008
تو بهتر مي داني يا پيغمبر خدا ؟
پيغمبر به مزاح از جوان پرسيد: چرا براي او شوهري پيدا نمي كني؟
جوان گفت: با اين سن و سال و وضع و حال چه صورتي پيدا خواهد كرد
جز ريشخند مردم؟ پير زن مشتي به گرده پسر زد و با خشم گفت: احمق! تو
بهتر مي داني يا پيغمبر خدا؟
كتاب كوچه-احمد شاملو
Thursday, December 4, 2008
بازديد ناقص از كاخ گلستان

اثر كمال الملك ناصرالدين شاه-تالار آيينه

عمارت بادگير
Sunday, November 9, 2008
اوَل آبان سال 1387
Friday, October 31, 2008
دركه
روستاي زيباي دركه در شمال غرب تهران يكي از تفرجگاههاي مورد علاقه مردم تهران براي كوه پيمايي است.بعد از يك هفته كار و تلاش كوهستان و طبيعت زيباي آن محل مناسبي براي تجديد قوا و رفع خستگي است.دركه هوايي پاك و تميز و طبيعتي بسيار زيبا دارد كه بازتاب اين زيبايي را در چهره انسان هاي شاد و بشاش و مهرباني كه با كم ترين فاصله ممكن از كنار تو مي گذرند احساس مي كني .صبح روز دهم آبان هزار و سيصد و هشتاد و هفت
Friday, September 26, 2008
شب شكسته است
بانگ دراي قافله آفتاب را
مشت درشت راهزن شب
شكسته است
از پشت ميله هاي قفس
من به اين اميد
تنها به اين اميد
نفس مي كشم هنوز
كز عمق جان فرياد سر دهم
شب شكسته است فريدون مشيري
Sunday, September 21, 2008
شعر
كه يار از من گريزد چون شوم پير
جوابش داد پير نغز گفتار
كه در پيري تو خود بگريزي از يار نظامي
٭ ٭ ٭
خدايا راست گويم فتنه از تست
ولي از ترس نتوانم چخيدن
لب و دندان تركان ختا را
بدين خوبي نبايست آفريدن
كه از دست لب و دندان ايشان
به دندان دست و لب بايد گزيدن قائم مقام فراهاني
٭ ٭ ٭
هر كس كه تو دلبرش شدي پير نشد
وز شربت وصل تو كسي سير نشد
كس را نشنيده ام كه با ديدن تو
آب از لب و لوچه اش سرازير نشد
٭ ٭ ٭
هر خانه در آن سه چهار دختر باشد
بي شبهه عزاخانه مادر باشد
گر دختر تو جوجه خورد هر شب و روز
چشمش پي نان خشك شوهر باشد
٭ ٭ ٭
گفتم رخ تو بهار خندان منست
گفت آن تو نيز باغ و بستان منست
گفتم لب شكرين تو آن منست
گفت از تو دريغ نيست گر جان منست فرخي
Tuesday, September 16, 2008
از اس ام اس هاي تابستان 87
عمري كه شود به كام تقديم شما
پيدا نشد آن هديه كه در شأن شماست
يك باغ گل سلام تقديم شما
فرستنده-م –ج
٭ ٭ ٭
خدايا به ما انديشه شريعتي،شهامت مصدق،مرام طالقاني،صبوري خاتمي
عمر جنتي،ثروت رفسنجاني و اعتماد بنفس احمدي نژاد عطا كن. آمين
فرستنده ر- م
٭ ٭ ٭
به .......... گفتند جواب مردمي را كه بهت راي دادند با قطع برق مي دهي؟
گفت:جواب ابلهان خاموشي است
فرستنده-غ-م
٭ ٭ ٭
عجب لطفي خدا در حق ما كرد
كه با عشاق مولا آشنا كرد
اين ميلاد مسعود بر شما مبارك باد
فرستنده-س-ت
٭ ٭ ٭
لره مي ره امتحان رانندگي ،افسر بهش ميگه حركت كن! لره مي زنه دنده عقب
افسر ميگه چرا دنده عقب مي گيري؟ ميگه:مي خوام خيز بگيرم!!
فرستنده-ر-م
عيبجويي
كه گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نيكم اگر بد تو برو خود را باش
هر كسي آن درود عاقبت كار كه كشت حافظ
٭ ٭ ٭
هر كه عيب دگران پيش تو آورد شمرد
بي گمان عيب تو پيش دگران خواهد برد سعدي
٭ ٭ ٭
عيب درويش و توانگر به كم و بيش بد است
كار بد مصلحت آنست كه مطلق نكنيم حافظ
٭ ٭ ٭
عيب پوشي راه مردان خداست
عيبجوئي نيز كار نا رواست
عيب مردم را بپوش اي مرد حق
تا نگردي خشم حق را مستحق ساقي
٭ ٭ ٭
همه عيب خلق ديدن نه مروّت است و مردي
نگهي به خويشتن كن كه تو هم گناه داري سعدي




