Thursday, October 4, 2007


حکایت
واعظی بالای منبر موعظه می کرد،شخصی از وی پرسید مولانا اسم زن شیطان چیست؟ واعظ گفت اسم زن او را بلند نمی شود گفت بر خیز نزد من آی تا آهسته به تو بگویم،آنشخص برخاست و نزد واعظ آمد. واعظ سر در گوش او گذاشت و هر چه می توانست به او فحش داد و گفت که من چه می دانم اسم شیطان چیست من که در ایام عقد او حاضر نبودم دیگر مطلبی نبود که بپرسی؟ آن شخص بر گشت و نشست از او پرسیدند که چه گفت؟ گفت هر که می خواهد بفهمد خودش برود در گوش او خواهد گفت چنانچه در گوش من گفت

1 comment:

Anonymous said...

حکایت جالبی بود . درود