
سامانیان(287-389 ) در شمال خراسان و ماوراءالنهر- آل زیار(316-433ه ق) در حدود ری و طبرستان (که بر خلاف سامانیان و غزنویان به دربار خلفای عباسی توجهی نداشتند.)- آل بویه (320-447هق)بر قسمت بزرگی از ایران که شامل نواحی غربی و جنوبی و مرکزی ایران حکومت می کردند.غزنویان - سلطان محمود غزنوی در سال 389 ه ق در غزنین بر تخت نشست و در همان سال قسمت های مختلف هندوستان را فتح نمود و قلمرو خود را توسعه داد.القادربالله خلیفه عباسی لوای حکومت خراسان را برای او فرستاد و او را یمین الدوله لقب داد. در دربار سلطان محمود 400 شاعر زندگی می کرد که عنصری مدیحه سرای مشهور سمت ملک الشعرائی را به عهده داشته است .در سال 409 سلطان پس از جنگ مهمی ناحیه قنوج را فتح کرد و فردوسی در شاهنامه بدان اشاره کرده است
یکی گفت این شاه رومست و هند / ز قنوج تا پیش دریای سند
به ایران و توران ورا بنده اند / به رأی و به فرمان او زنده اند
حکیم ابوالقاسم حسن بن علی طوسی معروف به فردوسی در سال 329 یا 330 ه ق در روستای باز در نزدیکی طوس به دنیا آمد. پدرش دهقان بود و با زندگی نسبتاً مرفهی که داشت توانست به تحصیلات خود ادامه دهد و با زبان فارسی دری ، عربی و پهلوی آشنا شود. فردوسی کار ناتمام دقیقی طوسی را در به نظم در آوردن داستانهای ایران قدیم دنبال کرد.هزار بیت از شاهنامه فردوسی متعلق به دقیقی بود که در 365 ه ق به امر نوح بن منصور به نظم در آورد. فردوسی در این باره می گوید
ز گشتاسب و ارجاسب بیتی هزار / بگفت و سر آمد بر او روزگار
پس از قتل دقیقی ، فردوسی کار او را تکمیل می نماید
دل روشن چو برگشت از اوی / سوی تخت شاه جهان کرد روی
که این نامه را دست پیش آورم / ز دفتر بگفتار خویش آورم
فردوسی در شاهنامه از نژاد و تبار ایرانی بسیار سخن گفته و افتخارات ملی را ستوده است.او با حکومت جابرانه اعراب مخالف و از افکار شعوبیه متاثر بوده و به تازیان بی سر و پائی که عظمت ایران کهن را به باد داده اند به چشم کینه و با نظری تند نگریسته است. کلمات خرد و داد در هیچ اثری در جهان به اندازه شاهنامه به کار نرفته است . فردوسی به دنبال بهانه می گردد که به زورمندان زمان خود از زبان قهرمانان اساطیری،دادگری را گوشزد کند
یکی گفت این شاه رومست و هند / ز قنوج تا پیش دریای سند
به ایران و توران ورا بنده اند / به رأی و به فرمان او زنده اند
حکیم ابوالقاسم حسن بن علی طوسی معروف به فردوسی در سال 329 یا 330 ه ق در روستای باز در نزدیکی طوس به دنیا آمد. پدرش دهقان بود و با زندگی نسبتاً مرفهی که داشت توانست به تحصیلات خود ادامه دهد و با زبان فارسی دری ، عربی و پهلوی آشنا شود. فردوسی کار ناتمام دقیقی طوسی را در به نظم در آوردن داستانهای ایران قدیم دنبال کرد.هزار بیت از شاهنامه فردوسی متعلق به دقیقی بود که در 365 ه ق به امر نوح بن منصور به نظم در آورد. فردوسی در این باره می گوید
ز گشتاسب و ارجاسب بیتی هزار / بگفت و سر آمد بر او روزگار
پس از قتل دقیقی ، فردوسی کار او را تکمیل می نماید
دل روشن چو برگشت از اوی / سوی تخت شاه جهان کرد روی
که این نامه را دست پیش آورم / ز دفتر بگفتار خویش آورم
فردوسی در شاهنامه از نژاد و تبار ایرانی بسیار سخن گفته و افتخارات ملی را ستوده است.او با حکومت جابرانه اعراب مخالف و از افکار شعوبیه متاثر بوده و به تازیان بی سر و پائی که عظمت ایران کهن را به باد داده اند به چشم کینه و با نظری تند نگریسته است. کلمات خرد و داد در هیچ اثری در جهان به اندازه شاهنامه به کار نرفته است . فردوسی به دنبال بهانه می گردد که به زورمندان زمان خود از زبان قهرمانان اساطیری،دادگری را گوشزد کند
کنون ای خردمند ایرج خرد / بگو تا چه داری بیار از خرد
خرد بهتر از هر چه ایزد بداد / ستایش خرد را به از راه داد
خرد افسر شهریاران بود / خرد زیور نامداران بود
خرد زندۀ جاودانی شناس / خرد مایۀ زندگانی شناس
خرد بهتر از هر چه ایزد بداد / ستایش خرد را به از راه داد
خرد افسر شهریاران بود / خرد زیور نامداران بود
خرد زندۀ جاودانی شناس / خرد مایۀ زندگانی شناس
خرد رهنمای و خرد دل گشای / خرد دوست بهر تو در دو سرای
خرد جسم جانست چون بنگری / تو بی جسم شادان جهان نسپری
قبل از آنکه فردوسی به نظم حماسه بزرگ ایران بپردازد شاهنامه های دیگری به نظم و نثر در زبان پارسی تألیف شده بود که عبارت بودند از
شاهنامه ابوالموید بلخی
شاهنامه ابوعلی محمد بن احمد بلخی
شاهنامه ابو منصوری
قسمت زیادی از شاهنامه فردوسی صورت منظوم داستان های شاهنامه ابومنصوری است. که فردوسی به آن اشاره دارد. مسعود مروزی اولین کسی است که به نظم داستان های ایران قدیم پرداخته است در کتاب البدء و التاریخ که در حدود سال 300ه ق تالیف شده است ابیاتی از او موجود است
شاهنامه فردوسی بزرگترین حماسه جهان است چرا که فردوسی تجربه اغلب حماسه های بزرگ جهان از جمله دو حماسه ایلیاد و ادیسه(به احتمال قریب به یقین)را با خود دارد
سرانجام فردوسی در سال 411 ه ق وفات یافت.پس از مرگ جنازۀ فردوسی اجازه دفن در گورستان مسلمانان را نیافت و در باغ خود یا دخترش در طوس دفن شد. نظامی در چهار مقاله چنین روایت می کند: در آنحال مذکری بود در طبران تعصب کرد و گفت: من رها نکنم تا جنازۀ او در گورستان مسلمانان برند که او رافضی بود و هر چند مردمان با آن دانشمند بگفتند در نگرفت درون دروازه باغی بود ملک فردوسی، او را در آن باغ دفن کردند و من در سنه عشر و خمس ماة(510) آن خاک را زیارت کردم. حمدالله مستوفی در مقدمه ظفرنامه این شخص را شیخ ابوالقاسم کرٌکانی دانسته است که مریدان زیادی داشته است
فردوسی موحد و مسلمان و اهل تشیع بوده است
خداوند دارندۀ هست و نیست / همه چیز جفت است و ایزد یکی است
شاهنامه ابوالموید بلخی
شاهنامه ابوعلی محمد بن احمد بلخی
شاهنامه ابو منصوری
قسمت زیادی از شاهنامه فردوسی صورت منظوم داستان های شاهنامه ابومنصوری است. که فردوسی به آن اشاره دارد. مسعود مروزی اولین کسی است که به نظم داستان های ایران قدیم پرداخته است در کتاب البدء و التاریخ که در حدود سال 300ه ق تالیف شده است ابیاتی از او موجود است
شاهنامه فردوسی بزرگترین حماسه جهان است چرا که فردوسی تجربه اغلب حماسه های بزرگ جهان از جمله دو حماسه ایلیاد و ادیسه(به احتمال قریب به یقین)را با خود دارد
سرانجام فردوسی در سال 411 ه ق وفات یافت.پس از مرگ جنازۀ فردوسی اجازه دفن در گورستان مسلمانان را نیافت و در باغ خود یا دخترش در طوس دفن شد. نظامی در چهار مقاله چنین روایت می کند: در آنحال مذکری بود در طبران تعصب کرد و گفت: من رها نکنم تا جنازۀ او در گورستان مسلمانان برند که او رافضی بود و هر چند مردمان با آن دانشمند بگفتند در نگرفت درون دروازه باغی بود ملک فردوسی، او را در آن باغ دفن کردند و من در سنه عشر و خمس ماة(510) آن خاک را زیارت کردم. حمدالله مستوفی در مقدمه ظفرنامه این شخص را شیخ ابوالقاسم کرٌکانی دانسته است که مریدان زیادی داشته است
فردوسی موحد و مسلمان و اهل تشیع بوده است
خداوند دارندۀ هست و نیست / همه چیز جفت است و ایزد یکی است
1 comment:
جالب بود .درود
Post a Comment